شعر در وصف سردار شهید قاسم سلیمانی


کد خبر: 187 || تاریخ انتشار: 15 دی 1398 14:19 || " تعداد بازدید :1746

♥♥ بسم رب الشهدا و الصدیقین ♥♥

عاشق شدی و ترک تن و سر کردی
یعنی همه را هدیه به رهبر کردی

رفتی و به امر وارث ثارالله(ع)
پرواز چو "قیس بن مسهر" کردی

لب تشنه نشستی به لب رود فرات
گرییدی و چشم دجله را تر کردی

چون بغض،ترک خوردی و در وادی شام
"زینب"شدی و یاد "برادر" کردی

رفتی و تمام غیر ممکن ها  را
درمعرکه ی عشق ، میسر کردی

با"لشکرقدس"خانه ی " ابرهه" را
چون " طیر ابابیل " مسخر کردی

خورشیدشدی و خاطر ظلمت را
با خشم سپید خود مکدر کردی

چون آب به تشنه گاه آتش رفتی
توصیف جدیدی ز " سمندر " کردی

آذر شدی و " بتکده ی داعش " را
ویران به سر هزار " آزر " کردی

رفتی و مشام " قدس" را عطرآگین
چون رایحه ی گلاب قمصر کردی

همدوش برادرت "" حسن نصرالله""
"سلمان"شدی و یاد "ابوذر" کردی

شب آمد و با " چکاچک شمشیرت"
فریاد ز " ذوالفقار حیدر " کردی

ازمشرق شهر" بصره" تا غرب" حلب"
هی قلعه به قلعه،فتح "خیبر" کردی

دستت به کدام " عروه الوثقی " بود
کز قبه ی عرش ، پا فراتر کردی ؟

تا مژده ی فتح را به "" آقا"" دادی
"یعقوب" زمانه را منور کردی

ترفیع "سپهبدی" به دوشت چسباند
دستی که بر آن بوسه مقرر کردی

مرد خدا به آرزویت رسیدی.